محمد تقي جعفري
313
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
اگر يك فرد يا يك جامعهاى حقيقتا شايستگى دريافت حقايق را دارا باشد حتى سنگ و كلوخ هم براى آنان ناطقان و تشريح كنندگان اصيل خواهند بود . نياز و درد واقعى مريم به اثبات پاك دامنىاش ، نوزاده گهوارهاى را به گفتگو وادار كرد . آن نوزاد كه جزئى از مريم بود . از مريم جدا گشته و به سخن گفتن در آمد اما تو اى غافل نادان ، نمىتوانى صداى اجزاى پيوستهء خود را بشنوى ، ولى روزى فرا مىرسد كه صداى اعضا و اجزايت را بشنوى ، آرى در روز رستاخيز دست و پايت به كردارهاى تو گواهى خواهند داد ، تا كى اين صفت انكار و ترديد را پيشه خود خواهى ساخت ؟ اگر شايستهء شنيدن شرح حقيقت نباشى ، زبان ناطق زبر دست با ديدن وضع تيرهء تو از گفتن باز خواهد ماند .